1
00:00:08,240 --> 00:00:09,970
‫ما برگشتیم!

2
00:00:10,490 --> 00:00:12,720
‫ها؟ استود؟

3
00:00:13,480 --> 00:00:14,940
‫خانم؟

4
00:00:20,540 --> 00:00:21,960
‫خانم؟

5
00:00:22,700 --> 00:00:23,540
‫نکنه...

6
00:00:26,140 --> 00:00:27,480
‫چه خبره؟

7
00:00:28,590 --> 00:00:29,980
‫سارا!

8
00:00:29,980 --> 00:00:30,840
‫باشه.

9
00:00:38,830 --> 00:00:40,270
‫استود؟!

10
00:00:41,670 --> 00:00:42,990
‫چرا؟

11
00:00:44,220 --> 00:00:45,110
‫میل‌کیت!

12
00:00:51,170 --> 00:00:52,160
‫ها؟

13
00:00:52,160 --> 00:00:57,160
‫ذهن فلام پر از خشمی خاموش‌نشدنی
‫نسبت به شرارت روبرویش شده بود.

14
00:00:59,250 --> 00:01:03,210
‫اما این خشم به خاطر اخلاقیات نبود.

15
00:01:03,210 --> 00:01:06,670
‫چی؟ برگشتید؟
‫بهم گفته بودن برنمی‌گردید!

16
00:01:06,670 --> 00:01:07,840
‫آهای، عوضی!

17
00:02:55,030 --> 00:02:57,740
‫رفاقت
‫بی‌رحمی

18
00:02:57,740 --> 00:03:00,030
‫بی‌رحمی و رفاقت

19
00:03:09,620 --> 00:03:10,710
‫صبر کن، خانم!

20
00:03:11,130 --> 00:03:13,530
‫استود و مادرش زنده‌ن!

21
00:03:15,260 --> 00:03:18,760
‫حالشون خوب میشه. با جادو درمانشون کردم.

22
00:03:18,760 --> 00:03:22,260
‫راه‌های بهتری واسه تنبیه این پسره هست!

23
00:03:23,200 --> 00:03:24,530
‫خانم!

24
00:03:25,420 --> 00:03:27,350
‫هه، گیرت انداختم.

25
00:03:27,620 --> 00:03:31,020
‫همون‌طور که اون روز گفتم، سارا...

26
00:03:31,020 --> 00:03:33,320
‫بی‌خیال، فکر کردی وقت دارم باهات چت کنم؟

27
00:03:33,680 --> 00:03:37,280
‫فقط یه تلنگر کوچولو از طرف من،
‫و اونقدر خونریزی می‌کنی تا بمیری.

28
00:03:37,750 --> 00:03:43,200
‫یه آشغالایی هستن که هیچ‌وقت درس عبرت نمی‌گیرن
‫و همون بهتر که بمیرن.

29
00:03:43,200 --> 00:03:46,660
‫آشغال خودتی، برده‌ی احمق.

30
00:03:46,660 --> 00:03:48,960
‫التماس کردنت برای زنده موندن رو بشنوم.

31
00:03:52,710 --> 00:03:55,710
‫چـ... چرا نمی‌میری؟

32
00:03:56,000 --> 00:03:59,180
‫نـ-نکن. خواهش می‌کنم نکن.

33
00:03:59,470 --> 00:04:00,840
‫صبر کن، خانم!

34
00:04:01,320 --> 00:04:03,350
‫نه، تورو خدا! این کارو نـ—

35
00:04:19,520 --> 00:04:21,450
‫شنیدن التماس‌های *تو* خیلی حال داد.

36
00:04:26,150 --> 00:04:28,040
‫منو ببخش، سارا.

37
00:04:28,750 --> 00:04:33,040
‫ولی فکر می‌کنم کار درست رو انجام دادم،
‫حتی اگه بقیه این‌طور فکر نکنن.

38
00:04:33,830 --> 00:04:38,550
‫آدم‌بدای واقعی حتی وقتی تنبیه میشن هم
‫چیزی یاد نمی‌گیرن.

39
00:04:41,350 --> 00:04:45,150
‫کار... درست؟

40
00:04:49,950 --> 00:04:51,700
‫حال‌به‌هم‌زنه.

41
00:05:14,610 --> 00:05:16,840
‫خیلی خوشحالم که سالمی.

42
00:05:16,840 --> 00:05:22,260
‫خیلی ببخشید که لباس‌هایی که
‫برام خریدی رو خراب کردم، ارباب.

43
00:05:22,260 --> 00:05:26,210
‫لازم نیست بابت اون عذرخواهی کنی.

44
00:05:26,210 --> 00:05:27,850
‫ولی باید بکنم.

45
00:05:28,500 --> 00:05:32,810
‫اون اولین چیزی بود که بهم دادی.
‫مهم بود.

46
00:05:33,250 --> 00:05:36,210
‫پس عذر می‌خوام، ارباب.

47
00:05:38,380 --> 00:05:42,530
‫حتی اگه این‌طور باشه، چرا نگران لباسی؟

48
00:05:42,860 --> 00:05:47,660
‫یه چیز خیلی، خیلی مهم‌تر وجود داره!

49
00:05:53,750 --> 00:05:56,500
‫داری... گریه می‌کنی؟

50
00:05:57,640 --> 00:06:00,430
‫آره، چون خیلی حس بدی دارم.

51
00:06:01,880 --> 00:06:02,690
‫اربـ—

52
00:06:02,690 --> 00:06:06,430
‫چرا دعوام نمی‌کنی که چرا
‫زودتر نیومدم نجاتت بدم؟

53
00:06:06,430 --> 00:06:07,850
‫یالا، سرم داد بزن!

54
00:06:07,850 --> 00:06:13,810
‫می‌دانست غیرممکن است، اما می‌خواست
‫چیزی جز عذرخواهی بشنود.

55
00:06:13,810 --> 00:06:20,630
‫یک برده حق ندارد از اربابش انتظار داشته باشد
‫که برای کمک به او بیاید.

56
00:06:20,630 --> 00:06:23,140
‫تو *حقشو* داری!

57
00:06:23,140 --> 00:06:26,200
‫می‌خوام تمام این انتظارا و بیشترش رو
‫ازم داشته باشی!

58
00:06:26,200 --> 00:06:27,780
‫بیشتر بهم تکیه کن!

59
00:06:29,140 --> 00:06:34,710
‫هر کاری بتونم می‌کنم تا تمام
‫آرزوهات رو برآورده کنم!

60
00:06:36,190 --> 00:06:42,750
‫واسه یه لحظه، تصور کردم که
‫اومدی نجاتم بدی.

61
00:06:47,710 --> 00:06:50,650
‫ولی این... قابل قبول نیست.

62
00:06:53,950 --> 00:06:55,390
‫خیلیم خوبه!

63
00:06:55,780 --> 00:06:57,860
‫ما برده و ارباب نیستیم!

64
00:06:57,860 --> 00:07:00,860
‫ما میل‌کیت و فلامیم!
‫این‌جوری باید باشیم!

65
00:07:01,120 --> 00:07:07,690
‫می‌خوام اونقدر لوست کنم که بمیری
‫و خوشبخت‌ترین دختر دنیا بشی!

66
00:07:15,540 --> 00:07:19,170
‫اینکه کسی برایش اشک بریزد چه معنایی داشت؟

67
00:07:19,170 --> 00:07:22,630
‫اینکه کسی بخواهد دیگری را
‫خوشبخت کند یعنی چه؟

68
00:07:22,630 --> 00:07:27,450
‫همه این‌ها برای میل‌کیت آنقدر تازه بود
‫که در یافتن پاسخ ناتوان بود.

69
00:07:42,670 --> 00:07:43,610
‫چی؟

70
00:07:43,610 --> 00:07:45,530
‫دفنشون کنیم؟

71
00:07:45,530 --> 00:07:47,270
‫اون کفتارها رو؟

72
00:07:49,150 --> 00:07:57,070
‫من طرفدار مهربونیم، ولی فکر کنم
‫دعا کردن واسه آدمای پلید فقط وقت تلف کردنه.

73
00:07:58,060 --> 00:08:04,140
‫خانم، تمام دیشب بهش فکر کردم،
‫ولی هنوزم نمی‌فهمم.

74
00:08:04,140 --> 00:08:06,820
‫من خیلی اهل فکر کردن نیستم، خب؟

75
00:08:06,820 --> 00:08:10,220
‫واسه همین نمی‌دونم چی کسی رو واقعاً پلید می‌کنه،
‫یا راه درست برخورد باهاشون چیه.

76
00:08:11,350 --> 00:08:13,060
‫فقط اصلاً درک نمی‌کنم.

77
00:08:13,540 --> 00:08:15,810
‫فکر نکنم اشکالی داشته باشه.

78
00:08:15,810 --> 00:08:19,520
‫ولی تو به خاطر من آسیب دیدی!

79
00:08:21,270 --> 00:08:24,070
‫تو فکر رفتن مال جووناست!

80
00:08:26,180 --> 00:08:27,180
‫هه.

81
00:08:27,180 --> 00:08:31,540
‫این دیگه چه حرفیه؟
‫ما فقط ۶ سال اختلاف سنی داریم!

82
00:08:31,540 --> 00:08:34,280
‫توی سن ما ۶ سال خیلیه.

83
00:08:34,280 --> 00:08:37,390
‫دختر خوبی باش و گوش کن...

84
00:08:37,390 --> 00:08:39,120
‫وگرنه قلقلکت میدم!

85
00:08:39,120 --> 00:08:40,670
‫ها؟ وایسا!

86
00:08:40,670 --> 00:08:42,090
‫قلقلکم میاد!

87
00:08:47,050 --> 00:08:49,590
‫خیله خب. سیریل، ما رو برگردون پایتخت.

88
00:08:49,900 --> 00:08:50,520
‫باشه.

89
00:08:53,300 --> 00:08:58,020
‫فقط تو، با اون شرافت قهرمانیت، می‌تونی
‫با جادو ما رو به جایی که سیو کردیم برگردونی.

90
00:08:58,510 --> 00:09:00,640
‫خودتو جمع و جور کن، سیریل.

91
00:09:01,320 --> 00:09:02,980
‫معذرت می‌خوام، جین.

92
00:09:03,320 --> 00:09:05,420
‫فکر کردی با عذرخواهی حل میشه؟

93
00:09:05,420 --> 00:09:06,290
‫بس کن.

94
00:09:08,430 --> 00:09:09,440
‫لعنتی.

95
00:09:10,100 --> 00:09:11,670
‫گندش بزنن!

96
00:09:11,670 --> 00:09:15,590
‫من اون مزاحم رو از سر راه برداشتم!
‫پس چرا اینجوری شد؟

97
00:09:15,950 --> 00:09:18,000
‫سیریل، لطفاً.

98
00:09:18,530 --> 00:09:19,510
‫بازگشت.

99
00:09:24,810 --> 00:09:27,300
‫دو روز دیگه دوباره راه می‌افتیم.

100
00:09:27,300 --> 00:09:29,880
‫تا اون موقع تجهیزاتتون رو آماده کنید.

101
00:09:30,430 --> 00:09:34,420
‫بازم توی رسیدن به مقصدمون شکست خوردیم.

102
00:09:34,420 --> 00:09:38,140
‫جای تعجب نداره، با اون وضعی که
‫جین و سیریل داشتن.

103
00:09:38,140 --> 00:09:42,350
‫کاش سیریل یه ذره در حد و اندازه‌ی
‫یه قهرمان رفتار می‌کرد.

104
00:09:42,350 --> 00:09:47,360
‫ما وظیفه‌ی مقدس نابودی شیاطین رو به دوش داریم.

105
00:09:47,810 --> 00:09:51,710
‫باید به هر قیمتی شده انجامش بدیم.

106
00:09:55,750 --> 00:09:56,740
‫چیزی شده؟

107
00:09:56,740 --> 00:10:00,640
‫اوه، فقط داشتم فکر می‌کردم
‫اصلاً از پسش برمیایم یا نه.

108
00:10:00,640 --> 00:10:02,290
‫الان تعدادمون کمتر شده.

109
00:10:02,290 --> 00:10:05,590
‫فکر کردن به کسایی که ترکمون کردن فایده‌ای نداره.

110
00:10:06,580 --> 00:10:11,290
‫فایده نداره، ها؟ کلیسا هم که
‫دنبالشون نمی‌ره.

111
00:10:11,290 --> 00:10:15,570
‫راستی، وقتی اولین بار آمار فلام رو دیدم
‫نمی‌تونستم چشمامو باور کنم.

112
00:10:15,570 --> 00:10:18,010
‫بهم فهموند که حتی خدا هم اشتباه می‌کنه.

113
00:10:18,740 --> 00:10:20,310
‫اونا اشتباه نمی‌کنن.

114
00:10:21,660 --> 00:10:23,020
‫مخصوصاً لرد اوریجین.

115
00:10:23,850 --> 00:10:25,650
‫اگه اون اشتباه نبوده،

116
00:10:25,650 --> 00:10:29,660
‫یعنی فلام یه نقش حیاتی توی گروهمون داشته.

117
00:10:29,660 --> 00:10:31,610
‫فکر می‌کنی نقشش چی بوده؟

118
00:10:31,610 --> 00:10:35,840
‫نمی‌دونم. اینو فقط لرد اوریجین می‌دونه.

119
00:10:39,310 --> 00:10:42,500
‫تحقیقاتت توی آزمایشگاه نتیجه‌ای داشت، نیگاس؟

120
00:10:43,220 --> 00:10:45,300
‫حق با تو بود، شیتوم.

121
00:10:45,300 --> 00:10:48,370
‫یه جای قدیمی بود.
‫کاغذهایی مال سی سال پیش پیدا کردم.

122
00:10:48,950 --> 00:10:51,920
‫یه جونور هم پیدا کردم که یکی از اون
‫هسته‌ها داشت.

123
00:10:51,920 --> 00:10:55,090
‫نکنه اون آدما می‌خوان دوباره
‫یه کاری رو شروع کنن؟

124
00:10:56,290 --> 00:10:59,470
‫این قدرتی نیست که بشه کنترلش کرد.

125
00:10:59,470 --> 00:11:03,180
‫آخه از کجا داره نشت می‌کنه؟

126
00:11:03,180 --> 00:11:06,190
‫شاید مُهر و موم ضعیف شده، پادشاه شیاطین.

127
00:11:06,480 --> 00:11:09,880
‫توی دورانی که من واسط بودم،
‫هیچ چیزی تغییر نکرده.

128
00:11:09,880 --> 00:11:14,700
‫در ضمن، هزار بار گفتم اونجوری صدام نکن داداش.

129
00:11:14,700 --> 00:11:15,860
‫اه!

130
00:11:16,240 --> 00:11:19,470
‫شماها این اسم «فرمانده شیطان» رو روم گذاشتید،

131
00:11:19,470 --> 00:11:21,830
‫منم فقط دارم نقشم رو بازی می‌کنم.

132
00:11:22,180 --> 00:11:27,860
‫ولی سایون، حس می‌کنم خودتم بدت نمیاد
‫این‌جوری صدات کنن.

133
00:11:27,860 --> 00:11:32,910
‫همین چند روز پیش بود که می‌گفتی:
‫«ما سه فرمانده شیطان رو سرگرم کن»!

134
00:11:32,910 --> 00:11:34,590
‫خفه شو نیگاس!

135
00:11:34,590 --> 00:11:37,070
‫راست میگه داداش؟

136
00:11:37,070 --> 00:11:38,800
‫شام حاضره.

137
00:11:38,800 --> 00:11:44,350
‫نام: سوته‌ی بز غول‌پیکر با سس قارچ

138
00:11:39,660 --> 00:11:43,740
‫امشب، سوته‌ی بز غول‌پیکر
‫با سس قارچ داریم.

139
00:11:44,350 --> 00:11:49,440
‫مطمئنم گروه قهرمانان روحشون هم خبر نداره
‫که ما فرماندهان شیاطین...

140
00:11:50,710 --> 00:11:54,320
‫فقط یه مشت دوست بچگی هستیم.

141
00:11:55,240 --> 00:11:56,280
‫سایون.

142
00:11:56,580 --> 00:11:57,740
‫نیگاس.

143
00:11:57,740 --> 00:11:58,810
‫دیزا.

144
00:11:59,490 --> 00:12:03,330
‫من فقط لایق‌ترین تیمی که می‌شناختم رو جمع کردم،
‫و نتیجه‌ش شد این.

145
00:12:03,330 --> 00:12:05,690
‫و در واقع، کارتون عالیه.

146
00:12:05,690 --> 00:12:10,170
‫«کارتون عالیه»؟
‫من که خیلی از خراب کردن شهرها خوشم نمیاد.

147
00:12:10,170 --> 00:12:11,900
‫ولی باید انجام بشه.

148
00:12:11,900 --> 00:12:16,760
‫می‌خوایم انسان‌ها بفهمن که ما جنگ نمی‌خوایم.

149
00:12:17,210 --> 00:12:20,800
‫انسان‌ها... دلم نمی‌خواد باهاشون بجنگم،

150
00:12:21,090 --> 00:12:23,890
‫ولی همیشه فکر می‌کردم هیچ‌وقت نمی‌تونیم
‫حرف همدیگه رو بفهمیم.

151
00:12:27,340 --> 00:12:29,510
‫چرا یهو ساکت شدی؟

152
00:12:29,510 --> 00:12:31,610
‫چیزی نیست. بگذریم، اینو ببینید.

153
00:12:34,070 --> 00:12:36,310
‫قضیه‌ی این گُل چیه؟

154
00:12:36,310 --> 00:12:39,200
‫ها؟ اوه، نه، اونو ولش کن!

155
00:12:42,440 --> 00:12:44,830
‫چطوری؟ حتی حرارت منم رو اینا اثر نداشت!

156
00:12:45,290 --> 00:12:47,790
‫کی شکتش؟

157
00:12:48,670 --> 00:12:50,080
‫فلامی.

158
00:12:50,080 --> 00:12:51,570
‫امکان نداره!

159
00:12:51,570 --> 00:12:55,440
‫فلام؟ چطور اون دختر بی‌عرضه که
‫تمام آمارش صفره همچین کاری کرده؟

160
00:12:55,440 --> 00:12:59,050
‫نمی‌دونم. ولی انگار یه قدرت
‫خیلی عجیب و غریب داره.

161
00:13:00,330 --> 00:13:01,510
‫معکوس.

162
00:13:02,070 --> 00:13:07,820
‫حدس می‌زنم اون مارپیچ خلق شده
‫توسط اوریجین رو برعکس کرده.

163
00:13:07,820 --> 00:13:08,520
‫دیزا.

164
00:13:08,520 --> 00:13:17,480
‫نام: بستنی غلیظ با کره گاومیش

165
00:13:08,810 --> 00:13:11,200
‫اینم از دسرتون.

166
00:13:11,200 --> 00:13:17,480
‫یکم کره گاومیش اعلا گیرمون اومد،
‫واسه همین خیلی غلیظ و خامه‌ای شده.

167
00:13:17,480 --> 00:13:18,860
‫معکوس، ها؟

168
00:13:18,860 --> 00:13:22,450
‫شاید به همین خاطره که واسه عضویت
‫توی گروه قهرمانان انتخاب شده؟

169
00:13:23,990 --> 00:13:28,340
‫ولی اون فقط یه دختر روستایی ساده‌ست.

170
00:13:28,340 --> 00:13:32,920
‫فکر نکنم اگه انتخاب نمیشد،
‫عمراً می‌فهمید قدرتش چیه.

171
00:13:34,520 --> 00:13:39,090
‫شاید دلیلی داشته که ریسک کرده
‫و دشمن طبیعیش رو نزدیک خودش نگه داشته.

172
00:13:39,090 --> 00:13:44,510
‫مثل همیشه، نمی‌فهمم چی تو سرشه.
‫تو سر هیچ‌کدومشون.

173
00:13:44,870 --> 00:13:47,690
‫به هر حال، نباید بذاریم دختر معکوس‌کننده

174
00:13:47,690 --> 00:13:51,520
‫یا گروه قهرمانان به مُهر نزدیک بشن.

175
00:13:52,200 --> 00:13:55,150
‫وگرنه صلح جهانی به خطر می‌افته.

176
00:14:03,280 --> 00:14:06,160
‫صاحب کافه مانکاتی همینه دیگه!

177
00:14:09,290 --> 00:14:12,070
‫چرا نمی‌شینی و تو هم یه چای نمی‌خوری؟

178
00:14:12,070 --> 00:14:14,900
‫عطر و طعمش واقعاً عالیه.

179
00:14:14,900 --> 00:14:16,400
‫نه، میل ندارم.

180
00:14:16,400 --> 00:14:17,880
‫اوه، باشه.

181
00:14:18,470 --> 00:14:24,100
‫نکنه به خاطر برخورد اون شبم ناراحته؟

182
00:14:27,840 --> 00:14:31,220
‫ببخشید معطل شدید،
‫خانم فلام و خانم میل‌کیت.

183
00:14:31,830 --> 00:14:33,980
‫لطفاً بفرمایید بنشینید.

184
00:14:34,460 --> 00:14:36,150
‫اوه؟ خانم سارا کجاست؟

185
00:14:36,150 --> 00:14:39,570
‫شرط می‌بندم آقای لیچ می‌خواد
‫بهم یه جور پاداش بده.

186
00:14:39,570 --> 00:14:43,250
‫ولی من یه راهبه‌م. نمی‌تونم این چیزا رو قبول کنم.

187
00:14:43,760 --> 00:14:46,620
‫برگشت کلیسا، گفت کار داره.

188
00:14:46,620 --> 00:14:49,120
‫که این‌طور؟ حیف شد.

189
00:14:49,460 --> 00:14:53,080
‫به هر حال، بفرمایید. گل‌های کیالاهری.

190
00:14:53,640 --> 00:14:55,500
‫خیلی ممنونم.

191
00:14:55,500 --> 00:14:57,040
‫همین الان میدم آماده‌شون کنن.

192
00:14:59,900 --> 00:15:02,030
‫فلام اپریکات؟

193
00:15:02,030 --> 00:15:02,710
‫هی.

194
00:15:03,740 --> 00:15:08,170
‫فکر نمی‌کردم اینجا به یکی از اعضای
‫گروه قهرمانان بربخورم.

195
00:15:08,170 --> 00:15:09,610
‫ولسی!

196
00:15:09,610 --> 00:15:11,640
‫بابت خواهر کوچیکم معذرت می‌خوام.

197
00:15:12,030 --> 00:15:13,600
‫اون از کجا منو می‌شناسه؟

198
00:15:13,600 --> 00:15:15,480
‫اون خبرنگار روزنامه‌ست.

199
00:15:15,820 --> 00:15:18,910
‫وقتی داشتم از گروه قهرمانان گزارش تهیه می‌کردم
‫دیدمتون.

200
00:15:19,410 --> 00:15:21,040
‫از آشناییتون خوشبختم.

201
00:15:21,040 --> 00:15:22,940
‫منم همین‌طور.

202
00:15:23,680 --> 00:15:26,450
‫پس شایعات درست بود.

203
00:15:27,070 --> 00:15:28,390
‫ببخشید.

204
00:15:28,390 --> 00:15:30,820
‫یه حسی داشتم.

205
00:15:30,820 --> 00:15:33,410
‫پس واقعاً همون فلام اپریکات معروف هستید.

206
00:15:36,680 --> 00:15:38,580
‫برادرم در جریانم گذاشت.

207
00:15:38,580 --> 00:15:43,160
‫ممنونم که رفتید و برای زن برادرم
‫گیاه دارویی جمع کردید.

208
00:15:43,160 --> 00:15:44,540
‫حرفشم نزنید.

209
00:15:44,540 --> 00:15:51,050
‫ولی همه میگن کلیسا تمام جاهایی که
‫گیاه دارویی داره رو زیر نظر گرفته.

210
00:15:51,670 --> 00:15:53,770
‫چیز خاصی ندیدید؟

211
00:15:54,470 --> 00:15:55,270
‫نه.

212
00:15:58,790 --> 00:15:59,810
‫چیز خاصی نبود.

213
00:16:00,390 --> 00:16:05,010
‫راستش دارم در مورد افرادی که به کلیسا
‫گیاه می‌فروشن تحقیق می‌کنم.

214
00:16:05,490 --> 00:16:07,990
‫مگه کلیسا طب گیاهی رو ممنوع نکرده؟

215
00:16:08,320 --> 00:16:12,390
‫برعکس، دارن سعی می‌کنن انحصارش رو بگیرن دستشون.

216
00:16:12,390 --> 00:16:13,660
‫ولی واسه چی؟

217
00:16:14,120 --> 00:16:18,030
‫اگه سرنخی پیدا کردی حتماً بهم خبر بده.

218
00:16:18,030 --> 00:16:19,120
‫چرا من؟

219
00:16:19,500 --> 00:16:23,240
‫اگه بتونیم دلال‌هایی که بهشون گیاه میدن رو گیر بیاریم،

220
00:16:23,240 --> 00:16:26,760
‫می‌تونیم از اون طریق دست‌های پشت‌پرده
‫کلیسا رو رو کنیم.

221
00:16:26,760 --> 00:16:29,240
‫بس کن. مزاحم نشو.

222
00:16:32,150 --> 00:16:32,890
‫آقای لیچ.

223
00:16:36,270 --> 00:16:37,770
‫واقعاً؟ ممنون.

224
00:16:37,770 --> 00:16:39,160
‫این چیه؟

225
00:16:40,770 --> 00:16:42,320
‫تصویرسوز.

226
00:16:42,960 --> 00:16:46,920
‫می‌تونم هر چیزی که با چشمام می‌بینم رو
‫روی کاغذ چاپ کنم.

227
00:16:46,360 --> 00:16:49,700
‫منتظر سرنخ‌هات هستم <3
‫-ولسی مانکاتی

228
00:16:46,920 --> 00:16:49,700
‫خبرنگاری که حقایق این دنیا رو قیچی می‌کنه،

229
00:16:50,470 --> 00:16:53,870
‫ولسی مانکاتی، بهت نیاز داره!

230
00:16:54,670 --> 00:16:57,200
‫ببخشید. همیشه همین‌جوریه.

231
00:16:57,200 --> 00:16:58,380
‫خانم فلام.

232
00:16:58,380 --> 00:16:59,120
‫بله؟

233
00:16:59,940 --> 00:17:02,180
‫تایید کردیم که واقعاً گل کیالاهریه.

234
00:17:02,180 --> 00:17:04,460
‫شما زندگی همسرم رو نجات دادید.

235
00:17:04,460 --> 00:17:07,420
‫خیلی خیلی ازتون ممنونم!

236
00:17:07,800 --> 00:17:10,640
‫دوست دارید چطور جبران کنم؟

237
00:17:10,640 --> 00:17:13,080
‫لطفتون رو می‌رسونه، ولی لازم نیست.

238
00:17:13,080 --> 00:17:14,980
‫دلم راضی نمیشه!

239
00:17:14,980 --> 00:17:19,390
‫خواهش می‌کنم هر چی دلتون می‌خواد بگید.
‫هر چی باشه فراهم می‌کنم.

240
00:17:19,390 --> 00:17:22,850
‫اِمم... راستش یه چیزی هست.

241
00:17:25,710 --> 00:17:29,080
‫یه جا توی منطقه غربی می‌خوام
‫که پایگاهم باشه.

242
00:17:30,390 --> 00:17:32,020
‫رسیدیم.

243
00:17:32,020 --> 00:17:33,530
‫ممنون.

244
00:17:35,740 --> 00:17:38,780
‫من دیگه رفع زحمت می‌کنم، خانم فلام.

245
00:17:42,040 --> 00:17:45,020
‫آدرسش که درسته...

246
00:17:46,370 --> 00:17:48,710
‫ولی این که یه خونه‌ی کامله!

247
00:17:49,860 --> 00:17:51,590
‫فکر نمی‌کنم مشکلی داشته باشه.

248
00:17:51,590 --> 00:17:56,830
‫تو همیشه خودت رو به خاطر بقیه
‫به خطر میندازی.

249
00:17:56,830 --> 00:17:58,760
‫لیاقتش رو داری.

250
00:18:02,950 --> 00:18:06,920
‫می‌گفت خیلی وقته خالی بوده،
‫پس احتمالاً پر از تار عنکبوته.

251
00:18:09,340 --> 00:18:10,280
‫ها؟

252
00:18:11,190 --> 00:18:12,580
‫اتفاقاً خیلی تمیزه.

253
00:18:14,940 --> 00:18:16,240
‫گرد و خاک هم نداره.

254
00:18:18,720 --> 00:18:20,610
‫چه اتاق بزرگی.

255
00:18:25,000 --> 00:18:27,500
‫چی؟ توی حیاط باغچه هست.

256
00:18:27,990 --> 00:18:30,460
‫تمام ظرف و ظروفی که لازم داری هم هست.

257
00:18:30,460 --> 00:18:33,060
‫انگار همین الان یکی داره اینجا زندگی می‌کنه.

258
00:18:33,060 --> 00:18:36,140
‫به گل‌ها هم آب داده شده.

259
00:18:36,140 --> 00:18:37,630
‫یه جای کار می‌لنگه.

260
00:18:38,150 --> 00:18:39,660
‫بیا بگردیم.

261
00:18:39,660 --> 00:18:40,600
‫باشه.

262
00:18:41,750 --> 00:18:42,730
‫اینجا کسی نیست،

263
00:18:43,530 --> 00:18:44,440
‫اینجا،

264
00:18:44,930 --> 00:18:45,980
‫اینجا،

265
00:18:45,980 --> 00:18:47,480
‫و اینجا هم نیست!

266
00:18:48,100 --> 00:18:49,440
‫فقط طبقه دوم مونده.

267
00:18:50,430 --> 00:18:51,940
‫اون صدا چی بود؟

268
00:18:51,940 --> 00:18:53,900
‫شاید یه حیوون کوچیک یا موش باشه؟

269
00:18:54,490 --> 00:18:56,760
‫اگه موش بود سر و صداش بیشتر نبود؟

270
00:18:56,760 --> 00:18:58,340
‫میرم یه نگاهی بندازم.

271
00:18:58,340 --> 00:19:00,340
‫شما اینجا بمونید، ارباب.

272
00:19:00,340 --> 00:19:01,200
‫صبر کن.

273
00:19:02,250 --> 00:19:03,290
‫من میرم.

274
00:19:03,820 --> 00:19:05,620
‫تو اینجا منتظر باش.

275
00:19:06,790 --> 00:19:07,830
‫باشه.

276
00:19:08,310 --> 00:19:09,630
‫هر چی شما بگید.

277
00:19:12,530 --> 00:19:16,280
‫همین‌جا منتظرتون می‌مونم، ارباب.

278
00:19:17,760 --> 00:19:18,570
‫باشه!

279
00:19:24,460 --> 00:19:26,410
‫فایده نداره.

280
00:19:26,410 --> 00:19:28,350
‫واقعاً یکی اینجاست.

281
00:19:28,660 --> 00:19:30,900
‫اه، چه بوی گندی.

282
00:19:31,270 --> 00:19:34,860
‫مزه زهرمار میده، ولی خاصیتش از بین نرفته.

283
00:19:35,320 --> 00:19:37,320
‫ها؟ این صدا رو می‌شناسم.

284
00:19:39,640 --> 00:19:42,200
‫هوم؟ کسی اونجاست؟

285
00:19:43,110 --> 00:19:44,290
‫اترنا؟

286
00:19:45,230 --> 00:19:46,410
‫منم فلام.

287
00:19:47,020 --> 00:19:49,130
‫فکر کردم برگشتی روستات.

288
00:19:50,130 --> 00:19:51,540
‫صبر کن، چرا؟!

289
00:19:51,540 --> 00:19:53,460
‫کی این بلا رو سرت آورده؟!

290
00:19:53,460 --> 00:19:54,710
‫«کی»؟

291
00:19:54,710 --> 00:19:56,420
‫معلومه که جین.

292
00:19:56,820 --> 00:19:59,590
‫لایق همین بودی.

293
00:20:00,550 --> 00:20:05,550
‫اون جادوگرِ خودشیفته‌ی لوسِ ضعیفِ باکره!

294
00:20:05,550 --> 00:20:07,060
‫شماها نمی‌دونستید؟

295
00:20:07,060 --> 00:20:09,190
‫اگه می‌دونستیم جلوشو می‌گرفتیم!

296
00:20:09,190 --> 00:20:12,800
‫من... خیلی خوشحالم.

297
00:20:12,800 --> 00:20:14,410
‫خیلی خوشحالم که اینو شنیدم...

298
00:20:17,150 --> 00:20:19,920
‫نباید حرفای جین رو باور می‌کردیم.

299
00:20:20,410 --> 00:20:22,500
‫متأسفم، فلام.

300
00:20:24,550 --> 00:20:29,420
‫باعث شد میل‌کیت وارد زندگیم بشه،
‫پس اونقدرام بد نشد.

301
00:20:29,420 --> 00:20:30,940
‫این خودشه؟

302
00:20:30,940 --> 00:20:31,760
‫آره.

303
00:20:32,510 --> 00:20:34,840
‫اون صورت... سم خردله؟

304
00:20:35,550 --> 00:20:37,330
‫از اترنا بعید نیست بدونه.

305
00:20:37,330 --> 00:20:39,990
‫حتی با وجود باندپیچی هم فهمیدی، نه؟

306
00:20:39,990 --> 00:20:41,930
‫یکی از تابلوترین سم‌های موجوده.

307
00:20:42,460 --> 00:20:45,410
‫یه خواهشی ازت دارم، اترنا.

308
00:20:45,900 --> 00:20:47,680
‫لطفاً پادزهرش رو بساز.

309
00:20:48,790 --> 00:20:55,150
‫مواد اولیه پادزهر رو که موقع گشتن دنبال
‫کیالاهری پیدا کرده بودم بهش دادم.

310
00:20:55,580 --> 00:20:57,320
‫حدود سه ساعت طول می‌کشه.

311
00:20:59,890 --> 00:21:02,450
‫می‌تونی به اترنا اعتماد کنی.

312
00:21:02,980 --> 00:21:06,760
‫یکمی طول می‌کشه تا سم پاک بشه،
‫ولی خوب میشی.

313
00:21:08,010 --> 00:21:08,970
‫ولی...

314
00:21:10,130 --> 00:21:13,580
‫حتی اگه سم هم از بین بره،

315
00:21:13,580 --> 00:21:17,160
‫بازم یه موجود کثیف و زشتم.

316
00:21:17,550 --> 00:21:21,380
‫صورتت تنها چیز زشتت نیست.

317
00:21:23,140 --> 00:21:26,880
‫داره از درونت ترشح می‌کنه—
‫از بند بند وجودت.

318
00:21:27,620 --> 00:21:31,230
‫تو یه موجود کثیف و زشتی.

319
00:21:31,230 --> 00:21:34,560
‫من یه موجود کثیف و زشتم.

320
00:21:42,140 --> 00:21:45,530
‫واقعاً فکر می‌کنی احساسات من نسبت به تو
‫این‌قدر سطحیه؟

321
00:21:47,150 --> 00:21:49,120
‫نیست.

322
00:21:49,120 --> 00:21:52,830
‫هر اتفاقی هم بیفته،
‫من همیشه کنارت می‌مونم.

326
00:23:37,730 --> 00:23:40,060
‫یک زندگی معمولی

